خرید بک لینک
عشق تو را من اختراع کردمتا در زیر باران بدون چتر نباشمپیام های دروغیناز عشق تو برای خودم فرستادم!عشق تو را اختراع کردمچونان کسی که در تاریکیتنها می خواند، تا نترسد!#غاده_السمان پ ن: عشق تو را اختراع كردم، كنارت قدم زدم، پرسه زديم تو كوچه ها،حرفها زدم با تو، سفرها رفتيم،جنگل و دريا و كوير،قصه ها خوانديم،فيلم و فوتبال ديديم، تئاتر وكنسرت رفتيم،خنديديم،گريه كردم،مرهم شدي،درد داشتم و درمان شدي، گاه و بي گاه در آغوش كشيدمت و بوسه بارانت كردم... تمام لحظه هايم پر شده از عطر تو... به راستي چه مخترع خوبي هستم....

برچسب: مخترع,هستم, نویسنده: سجاد رستگار تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 15:56

یک شب هایی هم هستدستت به قلم نمیرود!اسم این شب ها را گذاشته ام...شبی که واژه سرگردان است.....!باید تو باشی...بنشینی روبه روی ام..!خیره شوی به من!تا بنویسم طرز نگاه کردنت را!تا این واژه های سرگردان کمی آرام بگیرند!!میشود کمی هم لبخند بزنی؟!گناه دارند کلمات بیچاره!!بس که از نبودنت نوشتمشان رنگ باخته اند...میخواهم با قلم و کاغذ مست کنم!با واژه ها سماع کنم!!فقط مانده ام با چشمانت چه کنم..؟میشود چشمانت انتشارات نوشته هایم باشند...؟و در صفحه اول بنویسم تقدیم به عطر تنت.....؟میشود....؟میخواهم از آمدن بنویسم....از ماندن....از بودن...میشود بیایی و بمانی و نروی؟علی سلطانی پ.ن:یه نور تو تاریکی چه حسی مید

برچسب: واژه,های,سرگردان, نویسنده: سجاد رستگار تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 15:56

خواص چای سبز:
لاغری، پاکسازی کبد، کاهش چربی خون، کاهش قند خون، کاهش ریسک ابتلا به سرطان، کاهش ریسک سکته مغزی

خواص چای سیاه:
رفع خستگی

گاهی برای برتری، داشتن یه ویژگی کافیه!

پ.ن: اندر دل من درون و بيرون هَمه اوست

اندر تن من جان و رگ و خون هَمه اوست...

برچسب: برتري, نویسنده: سجاد رستگار تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 15:56

تمام تهران را گشته ام
تنها چیزی که به چشم نمی آمد
آلودگی و سیاهی بود . . !
این شهر پر از مردگان متحرکی ست
که می دوند تا زنده بمانند . . .

هوای تهران هوای دود نیست
هوای دلتنگی هاست
هوای دل های شکسته ای ست
که تمام شب را
با بغض به صبح می رسانند . . .

#حاتمه_ابراهیم_زاده

پ.ن: درمان دلتنگي چيه آقاب دكتر،چي تجويز مي كنيد؟ فقط يك كلمه وصال...

برچسب: هَوايِ,دِلِ,شِكَسته, نویسنده: سجاد رستگار تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 15:56

هيچكس نمیگويد ؛

اگر شب را از آدم بگيرند و تاريكی را ،

و معجزهیِ سكوت را

و عظمتِ بیانتهایِ تنهايی را از آدم بگيرند ،

دستِ دردهایِ هزارسالهیِ

خودمان را بگيريم

به كدام جهنمی ببريم؟!

#نیکی_فیروزکوهی

پ.ن: آغوش بگشا،بگذار دست هایت، دَرمانِ این شبِ بیقرارِ مزمن شود.......

برچسب: شبهاي,قراري, نویسنده: سجاد رستگار تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 15:56

تولدم...ما دير آمديم يا زود، هر چه بود به موقع نيامديم...هر سال كه به عمرت اضافه ميشه تولدت خلوت تَر و خودموني تَر ميشه، هميشه شب تولدم برام غم انگيز بوده و اين باعث ميشه بيدار بمونم و منتظر روشن شدن هوا بمونم ، يه فنجون قهوه ميريزم و ميشينم كنارِ پنجره، اونقدر فكر ميكنم تا آسمون روشن شه، تماشاي اون لحظه اي كه شب جاشو ميده به روز و آسمون، تاريك و روشنِ آرومم ميكنه، راستي تا حالا قهوه تلخِ سرد خوردين؟! به قول يه نفر نميدونم بادكنك ها را بتركانم يا بغض هايم را....به هر حال بيست و پنج سال سپري شده و اين روزها پر شده از گره هاي كوري كه با تمام وجود در حال باز كردنشان هستم... امروز كه تولدمه، به دو

برچسب: بهانه,تولدم, نویسنده: سجاد رستگار تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 15:56

ماه در آسمان و دل من در سینه گرفت،کمی که بگذرد،ماه دوباره همان ماه هر شب میشود!نشستم به انتظار التیام و سودی نداشت،به این آگاهم،که گرفتگی دل من فقط با حضور تو رفع میشود!بیا و تمام کن این خسوف نبودنت را،این شب بیانتها،فقط با روشنی رخ بیهمتای تو روز میشود! #امیررضا_لطفی_پناه پ.ن: سايه زمين افتاده روي ماه، همچون سايه غم كه بر روي دلم افتاده،امشب، در نبودنت، در اين حجم زياد اندوه، ماه، گرفته، دِلِ من كه جاي خود داره.... ماه با دلم هم درد ميشود و ميگيرد...چه ماهِ خوبي... اينها را ول كن ،ميداني من هر چيزي كه مرا به ياد تو مي اندازد دوست دارم، مثلاً همين ماه گرفتگي، دُرست شبيه توست،وقتي كه موها

برچسب: ماه,گرفتگي, نویسنده: سجاد رستگار تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 15:56

صفحه بندی